حكيم ابوالقاسم فردوسى

684

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

[ رسيدن اسفنديار بر كوه به نزد گشتاسپ ] بر آمد بران تند بالا فراز * چو روى پدر ديد بردش نماز پدر داغ دل بود بر پاى جست * ببوسيد و بسترد رويش بدست به دو گفت يزدان سپاس اى جوان * كه ديدم ترا شاد و روشن روان ز من در دل آزار و تندى مدار * بكين خواستن هيچ كندى مدار گرزم آن بد انديش بد خواه مرد * دل من ز فرزند خود تيره كرد بد آيد بمردم ز كردار بد * بد آيد به روى بد از كار بد پذيرفتم از كردگار جهان * شناسندهء آشكار و نهان كه چون من شوم شاد و پيروز بخت * سپارم ترا كشور و تاج و تخت پرستش بهى بر كنم زين جهان * سپارم ترا تاج و تخت مهان چنين پاسخش داد اسفنديار * كه خشنود بادا ز من شهريار مرا آن بود تخت و تاج و سپاه * كه خشنود باشد جهاندار شاه جهاندار داند كه بر دشت رزم * چو من ديدم افگنده روى گرزم بدان مرد بد گوى گريان شدم * ز درد دل شاه بريان شدم كنون آنچ بد بود از ما گذشت * غم رفته نزديك ما باد گشت ازين پس چو من تيغ را بركشم * وزين كوه پايه سر اندر كشم نه ارجاسپ مانم نه خاقان چين * نه كهرم نه خلّخ نه توران زمين چو لشكر بدانست كاسفنديار * ز بند گران رست و بد روزگار برفتند يك سر گروها گروه * بپيش جهاندار بر تيغ كوه بزرگان فرزانه و خويش اوى * نهادند سر بر زمين پيش اوى چنين گفت نيك اختر اسفنديار * كه اى نامداران خنجرگزار همه تيغ زهر آبگون بركشيد * يكايك در آييد و دشمن كشيد بزرگان برو خواندند آفرين * كه ما را توى افسر و تيغ كين همه پيش تو جان گروگان كنيم * بديدار تو رامش جان كنيم همه شب همى لشكر آراستند * همى جوشن و تيغ پيراستند پدر نيز با فرّخ اسفنديار * همى راز گفت از بد روزگار ز خون جوانان پرخاش جوى * برخ بر نهاد از دو ديده دو جوى كه بودند كشته بران رزمگاه * بسر بر ز خون و ز آهن كلاه همان شب خبر نزد ارجاسپ شد * كه فرزند نزديك گشتاسپ شد بره بر فراوان طلايه بكشت * كسى كو نشد كشته بنمود پشت غمى گشت و پر مايگان را بخواند * بسى پيش كهرم سخنها براند كه ما را جزين بود در جنگ راى * بدانگه كه لشكر بيامد ز جاى همى گفتم آن ديو را گر به بند * بيابيم گيتى شود بىگزند بگيرم سر گاه ايران زمين * بهر مرز بر ما كنند آفرين كنون چون گشاده شد آن ديو زاد * بچنگست ما را غم و سرد باد ز تركان كسى نيست همتاى اوى * كه گيرد برزم اندرون جاى اوى كنون با دلى شاد و پيروز بخت * بتوران خراميم با تاج و تخت